السيد حامد النقوي

206

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

پس ، از اين كلام بلاغت نظام ، نهايت توثيق و تعديل و تعظيم و تبجيل جميع روات اخبار اهل سنت ثابت شد ، و چون ظاهر است كه روات اهل سنت حديث نزول آيهء : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ در واقعهء غدير نقل كرده‌اند ، پس حالا به هيچ وجه ممكن نيست كه حركت مذبوحى نمايند ، و حرف رد و قدح و جرح اين روات بر زبان ابكم آرند ، وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ [ 1 ] . و اين حرف عجيب شاهصاحب را بكمال ضبط و اتقان و نهايت تدبر و امعان ياد بايد داشت ، كه جابجا خرافاتشان را كه قدح و جرح مرويات اكابر و اساطين ائمهء خود در فضائل علويه آغاز نهاده‌اند ، و در پى اطفاء نور حق فتاده ، هَباءً مَنْثُوراً و كأن لم يكن شيئا مذكورا مىسازد ، فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ . و نيز شاهصاحب در باب مطاعن بجواب طعن هشتم از مطاعن صحابه گفته‌اند : [ جواب از طعن آنكه اين دروغ بيفروغ كه از سماع آن موى بدن اهل ايمان مىخيزد ، از مفتريات شيعه و كذابان كوفه است . جواب اين غير از اين نيست كه راست مىگويد : دروغى را جزا باشد دروغى . و اگر از هر دروغ خود جوابى از اهل سنت درخواست نمايند ، يقين است كه تن بعجز خواهند در داد . مثل مشهور است كه نزد دروغگو هر كس لا جواب است . اول اين قصه را بايد از كتب اهل سنت بر آورد بعد از آن جواب خواست ، و چون شيوهء اهل سنت دروغ بندى در روايات نيست ، ناچار آنچه راست و بىكم و كاست است بقلم مىآيد ] - انتهى .

--> [ 1 ] الاحزاب : 25 .